بالاخره بیدار شدم!...

دیشب حوالی 8 شب، بعد ِ 2 ساعت نشستن توی بار ِ نزدیک خونه و نوشیدن یک پاینت تاپس ِ خنک تو گرمای خوشایند بیرون بار و دیدزدن ملت ِ آفتاب ندیده و لخت کرده و فکر کردن به اینکه چه همه دلم خواسته بود تو تهران هم با همین تاپ و شلوارک راه برم و چه همه هواش می طلبه، اومدم خونه و همینجور که نشسته بودم به اینترنت گردی با نوشیدن گیلاس شراب سفیدم، بعد ِ یک ماه داشتن اینترنت ذغالی و فیلترینگ و این مسایل، و هنوزهم دارم با این اینترنت 40 گیگی م عقده گشایی ها می کنم، آره! حوالی ساعت 8 یهو فیلم دیدنم گرفت! اونم چی؟ "آخرین تنگو در پاریس"!!!! اصلن هم نمیدونم چرا این فیلم یهو اومد تو کله م و چقدم حتی شک هم نکردم به دیدنش و حتی هیچ گزینه ی دیگه ای هم نیومد تو کله م!... خلاصه که شایا به دست رفتم رو تخت دراز کشیدم و دکمه ی پلی فیلم رو زدم. هنوز یه ربعی از فیلم نگذشته بود که هی چشمام صفحه رو دوتا دوتا تا نصفه دید و بنده فقط حالیم شد که شایا رو گذاشتم پایین تخت، چشم که باز کردم 9 صبح امروز بود!... 12-13 ساعتی یه نفس خوابیدم...

چه خسته م بودااا...

شرابشم قطعن مرغوب بوده!

هیچ نظری موجود نیست:

پست کردن نظر