رونوشت به آقای نامجو

یک جبری هست که آقای نامجو داد زده بودش و اسمشم گذاشته بود "جبر جغرافیایی". یادم هست اول بار که این ترکیب واژه را شنیدم، چه حالی کردم با خلاقیت و بجایی و نکته سنجی ِ گزینش و چینش این دو کلمه که چه همه حرف و درد و جبر پشتش نشسته. حالا هم همچنان این ترکیب واژه را بسیار دوست میدارم، فقط خواستم به آقای نامجو یک نکته ای را یادآوری کنم! و اونم این که اون "جبر جغرافیایی" که شما گفته بودی، در مرزهای جغرافیا نمیماند، نمانده. خودش را یواش می چپاند توی چمدان آدم و با آدم می آید. در هر جغرافیایی، این بدمصب با من می آید. هر کجا که میروم، این جبرم را بر پاهایم با خودم میکشم و میبرم... "جبر فرا جغرافیا"یی م را...

۱ نظر:

  1. گويا از اين دست چمدان ها زياد است.
    http://sainttouka.blogfa.com/post-375.aspx

    پاسخحذف