من تا همین دیشب نمیخواستم برم رای بدم. اما جوگیر شدم! سفارت ایران رو که بعد از اون افتضاح ِ پارسال بستن و هنوزم باز نشده. اما رفته بودن از بزرگتراشون اجازه گرفته بودن و یک حوزه در لندن، در دفتر کنسولگری سابق گذاشته بودن. دیشب با خودم به این نتیجه رسیدم که دیگه دلم نمیخواد اینجا هم روسری و چارقد سرم کنم ولی دلم میخواد رای بدم. با خودم گفتم اگه منو همینجوری که هستم راه دادن که میرم و رای میدم. اگر هم نه که حواله شان به تخمدانم!

ظهری تیشرت و دامن تا زیر زانو پوشیدم و به موهام هم یه گل درشت الصاق کردم.  خیلی شلوغ نبود. سال 88 اینجا غوغا بود. کمونیستا هم که طبق معمول اومدن رنگ پاشیدن و کلی آلودگی صوتی بی وقفه ایجاد کردن و به ماها هم که میخواستیم رای بدیم فحش دادن. کسی واقعن جدیشون نمیگیره. نمیدونم واسه چی اینقدر سروصدا میکنن. برخورد پرسنل کنسولگری عالی بود. انگاری که اومده باشیم عروسی! دم در حتی یک آقای شیک کت شلواری ایستاده بود که بهمون خوش آمدید می گفت و بیرون که میومدیم از اومدنمون تشکر میکرد!

رسیدم جلو صف. خانوم ِ پشت سریم که مانتوشم حتی آورده بود، به من گفت: خانوم شما نمیخوای حجاب سرت کنی؟ لبخندم شد. گفتم نه. میخوام همینجوری برم اگه بذارن. و رو کردم به آقای خوشامدگوی دم در که یعنی حالا چیکار کنم؟ آقا هم با لبخند گفت نه خانوم اجباری نیست. بفرمایید. یه چند لحظه تو صف سکوت شد. چون همه میخواستن نتیجه رو بدونن. و اینطور شد که من اولین رای ِ بدون روسری ِ عمرم رو دادم. به این امید که از حالا به بعد دیگه از همین مدل رایا بدم!

وقتی انگشت میزدم، به آقاهه با خنده میگم: خداوکیلی بشمرین این دفعه دیگه. میخنده میگه: میشمریم خانوم. میشمریم.

میام بیرون. خانومهای دیگه هم از ماجرا خبر شدن. شالهای بعضیاشون لغزیده رو شونه هاشون. روز آفتابی و پرنسیم و بس زیباییه. لبخند میزنم و می پیچم به هایدپارک. در حالیکه حتی منتظر نتیجه هم نیستم!

۳ نظر:

  1. :) چه لذتی داره رای دادن بدون روسری!!!

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. آره ترنج... کاش یکروزی تو کشور خودمون هم همینجوری گل بزنیم به موهامون بریم رای بدیم...

      بیا بغلم فعلن :*:*:*

      حذف
    2. جیگرتو برم من.. می بوسمت عزیزمممم..

      حذف