باور کن...

خیلی خسته ام. ولی چه یکشنبه ی خوبی شد. از 8 صبح رو پا بودم تا 7 شب. امروز، یکی از دو روز ِ باغهای لندن بود (Open Garden Squares Weekend ) و جایی هم که من توش گاهن تور میدم، یه باغ بی نظیری روی پشت بومش داره که کلی آدم رو روز یکشنبه ای کشوند اونجا. من و همکارام بی وقفه از خود 9 صبح تور دادیم تا 5 عصر با فقط 20 دقیقه وقت ناهار که یه ساندویچ خوردم و سیگاری کشیدم، باقیش بین طبقات بالاپایین رفتم و ملت رو هم با خودم بالاپایین کشیدم. کلی خوش خوشانم شد وقتی یک گروه ایرانی هم اومده بودن و همکارم ذوق کرده گفته بوده یه ایرانی هم تو تیم ما هست و منو صدا زدن و منم برا اولین بار اینجا یه تور به فارسی دادم که خیلی بهم چسبید. الان هم پاهام یه بی رمقی خوبی دارن و این آبجوهه داره بدجور بهم می چسبه.


یه روز هم آخر وقت بیا. که بقیه رفته باشن. بازو به بازو بهت تور خواهم داد... 

هیچ نظری موجود نیست:

پست کردن نظر