{در آن} دوره در آلمان پدیده ای بود که "مهاجرت درونی" خوانده میشد... هما نطور که از نامش پیداست، "مهاجرت درونی" به طرزی غریب، پدیده ای مبهم بود. از یکسو به معنای آن بود که اشخاصی در آلمان به شکلی رفتار می کنند که گویی دیگر به کشور تعلق ندارند؛ احساس مهاجر بودن دارند. از سوی دیگر بدین دلالت می کرد که آنان در واقع مهاجرت نکرده بودند، اما به قلمرو درونی پناه برده بودند، به نامرئیتِ اندیشیدن و حس کردن...

(انسانها در عصر ظلمت- هانا آرنت- ترجمه مهدی خلجی)

پ.ن. همینجور که این کتابو میخوونم میفهمم چه همه تو ایران اینروزا مصداق داره.

هیچ نظری موجود نیست:

پست کردن نظر